ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

92

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

2 - خروج لفظ از معناى قراردادى به معناى مجازى به دليل مناسبت بين دو معنى باشد وگرنه استعمال لفظ در معناى دوّم مجاز نخواهد بود واستعمال بدون سابقه وجديد است . با اين تعريف كه براي مجاز بيان شد فرقى بين مجاز ، كذب وادّعاى نادرست روشن شد ، زيرا باطل حكمي است كه از معناى قراردادى خارج ودر معناى غير واقعي به كار رفته باشد ودر عين حال روشن نشده كه اين معنى ، معناى فرعى آن است بلكه وانمود شده كه اين معنى ، معناى اصلى لفظ است ودروغگو ادّعا مىكند كه لفظ در معناى قراردادى به كار رفته وتأويلى در آن نيست . مجاز ، مجاز نخواهد بود مگر اين كه مناسبتى بين معناى قراردادى ومعناى ثانوي بوده باشد . بحث سوّم - اقسام مجاز . مجاز يا در لفظ مفرد يا در تركيب ويا در هر دو واقع مىشود : 1 - مجاز مفرد مانند به كار بردن لفظ « أسد » براي مرد شجاع ولفظ « حمار » براي شخص كند فهم . 2 - مجاز مركب وآن اين است كه هر لفظي از ألفاظ مفرد در معناى قراردادى خود به كار رفته باشد ولى تركيب سخن مطابق آنچه كه در حقيقت است نباشد مانند قول خداوند متعال : « وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها » وقول شاعر : اشاب الصّغير وافنى الكبير * كرّ الغداة ومرّ العشىّ « 48 » اين دو نوع مجاز را مجاز عقلي مىگويند زيرا نسبت خارج كردن أثقال به زمين وپير كردن خردسالان ونابود كردن پيران به گذشت شب وروز طبق حكم عقل ، از فاعل حقيقي ، يعنى خداوند ، دور شده وبه غير فاعل حقيقي نسبت داده شده است .

--> ( 48 ) گذشت شب وروز خردسالان را پيرو پيران را نابود مىسازد .